ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
667
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
753 در عصر دولت الملك الصالح دخترزاده تنكز بمرد . پس از او برادرش ابو الفتح ابو بكر بن المستكى به خلافت رسيد و المعتضد لقب گرفت . او نيز پس از ده سال خلافت در سال 763 بمرد . او پسر خود احمد را به جانشينى معين كرد و المتوكل [ 1 ] لقب گرفت . و اللّه تعالى اعلم . خلع الملك المنصور محمد و حكومت الملك الاشرف شعبان بن حسين يلبغا خاصگى به كار الملك المنصور محمد بن حاجى پرداخت و چون از او به بيم افتاده بود در ماه شعبان سال 764 پس از هفده [ 2 ] ماه كه از آغاز حكومتش گذشته بود خلعش كرد و به جاى او پسر عمش شعبان بن الملك الامجد حسينى [ 3 ] بن الملك الناصر محمد را پادشاهى داد . پدرش در ماه ربيع الاخر همان سال مرده بود . او آخرين فرزند از خاندان الملك الناصر بود . چون بمرد پسرش شعبان كه كودكى ده ساله بود به پادشاهى نشست و به الملك الاشرف ملقب گرديد . الملك الاشرف شعبان در سال 765 ماردانى را از دمشق عزل كرد و منكلى بغا را از حلب به جاى او به دمشق فرستاد و قطلوبغا الاحمدى را امارت حلب داد . چون قطلوبغا درگذشت اشقتمر الماردانى را به جاى او فرستاد . سلطان در سال 766 اشقتمر را عزل كرد و سيف الدين فرجى را به جاى او فرستاد . در سال 667 او را گفت كه لشكر به طلب خليل بن قراجا دلغادر امير تركمان برد و او را دست بسته بياورد . خليل در خرت برت تحصن گزيد . چهار ماه در محاصرهاش افكند . عاقبت خليل امان خواست و به مصر رفت . سلطان نيز امانش داد و خلعتش بخشيد و او را امارت داد و او به شهر خود نزد قوم خود بازگرديد . و اللّه تعالى اعلم . واقعهء اسكندريه اهل جزيره قبرس از امم نصرانى بودند و از بقاياى روميان . در اين عهد چون فرنگان سرآمد ديگر امم نصرانى شدهاند ، خود را به ايشان نسبت مىدهند . او روسيوس [ 4 ] آنها را به كتيم [ 5 ] يعنى روميان نسبت داده است و نسبت مردم رودس را به دو دانيم [ 6 ] مىرساند و مىگويد : آنان برادران كتيم هستند و هر دو به رومان منتهى مىشوند . مردم قبرس را جزيهاى معين بر عهده بود كه آن را به فرمانرواى مصر مىدادند . اين جزيه از زمان فتح مصر به دست معاويه حاكم شام در زمان عمر پرداخت مىشد . هر گاه
--> [ ( 1 ) ] متن : المستكفى . [ ( 2 ) ] متن : بيست و هفت ماه . [ ( 3 ) ] متن : حسن . [ ( 4 ) ] متن : هروشيوش . [ ( 5 ) ] متن : كيستم . [ ( 6 ) ] متن : دوداتم .